تاریخ: چهارشنبه ٢٩ تیر ۱۳٩٠ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ

خدایا

 
 
 
به هرزبانی می توان گفت خدایا دوستت دارم حتی ....


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username
 که باشم، من را connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند
 

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete و ignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد
 

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout down ام نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تلفنش همیشه آنتن می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه شماره اش همیشه در شبکه موجود است


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت پیغام no response to نمی دهد
 


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هرگز گوشی اش را خاموش نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت ویروسی نمی شود و همیشه سالم است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچوقت نیازی نیست براش BUZZ بدهم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آهنگ حرف هاش همیشه من را آرام می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه نامه هاش چند کلمه ای بیشتر نیست، تازه spam هم تو کارش نیست

خدا را دوست دارم ، بخاطر اینکه وسط حرف زدن نمی گوید، وقت ندارم، باید بروم یا دارم با کس دیگری حرف می زنم
 

 

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه من را برای خودم می خواهد، نه خودش

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه وقت دارد حرف هایم را بشنود

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه فقط وقت بی کاریش یاد من نمی افتد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم از یکی دیگر پیشش گله کنم، بگویم که ....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه پیشم می ماند و من را تنها نمی گذارد، دوست داشتنش ابدی است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می توانم احساسم را راحت به آن بگویم، نه اصلا نیازی نیست بگویم، خودش میتواند نگفته، حرف ام را بخواند


خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه به من می گوید دوستم دارد و دوست داشتنش اش را مخفی نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تنها کسی است که می توانی جلوش بدون اینکه خجل بشوی گریه کنی، و بگویی دلت براش تنگ شده

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه ، می گذارد دوستش داشته باشم ، وقتی می دانم لیاقت آنرا ندارم
 

خدا را
 دوست دارم به خاطر اینکه از من می پذیرد که بگویم :
 
 
 
خدا را دوستت دارم ....
 
 



باد مهربون, خداوند

تاریخ: شنبه ۱۸ تیر ۱۳٩٠ساعت ٢:۳۳ ‎ب.ظ

اگر..............

 

 

چقدر عجیبه که تا وقتی مریض نشی کسی برات گل نمی آره

 

چقدر عجیبه که تا وقتی گریه نکنی کسی نوازشت نمی کنه

 

چقدر عجیبه که بی بهانه کسی هیچوقت برات هدیه نمی خره

 

چقدر عجیبه که تا وقتی فریاد نکنی کسی به طرفت بر نمی گرده

 

چقدر عجیبه که تا وقتی بچه نباشی کسی برات قصه نمی گه

 

چقدر عجیبه که تا وقتی بزرگ نباشی کسی به قصه ات گوش نمی ده

 

چقدر عجیبه که تا وقتی قصد رفتن نکنی کسی به دیدنت نمیاد

 

چقدر عجیبه که تا وقتی نمردی کسی تو رو نمی بخشه

 

دروغه !!!!!؟

 




باد مهربون, زندگی

تاریخ: سه‌شنبه ۱٤ تیر ۱۳٩٠ساعت ٧:٤٥ ‎ق.ظ

مردم ازاری



 

دوستت تو اتاق خوابه آروم درو باز کن.اسپیکر و بذار تو اتاق درو ببند.بعد برو بیرون ضبط و روشن کن صدا رو تا ته زیاد کن.
اگه سکته نکنه حداقل یکم می ترسه می خندین.

داری با دوستت چت می کنی بعد همه کلمه هاتو بچسبون به هم.اصلا اسپیس نزن.
خیلی حال میده

تو خیابون محکم بزنی پس کله یکی و تا برگشت بگی:وااااااااااای ببخشید فکر کردم رفیقمی

مردم آزاری ینی بری سر کلاس بگی با فلانی کار دارم، استاد میگه چیکارش داری ، میگی مامانش واسش لقمه گرفته، گفته بیام بش بدم

یه قوطی پودر لباسشویی تهیه کنید، ته قوطی دوتا مقوا هست که روی هم چسبوندن که محتوی توش بیرون نریزه تنها کاری که باید بکنید اینه که با چاقو این دو تارو از هم جدا کنید جوری که اگه بلندش کنید از زمین، همش خالی شه زیرش خوب حالا برید این قوطی رو بزاری رو یخچال یا یه جای بلند مثلا هود و برید منتظر باشید یکی بیاد برش داره و همش خالی شه روی سرو کلش و زمین و چند تا فحش به خودشو کارخونه سازندشو و زمین و زمان بده!

توی هرفرصتی قوطی ها و بطری های نوشابه گاز دار را تکون بدین و بعد بذارین یکی دیگه در اونو باز کنه

وتی با دوستتون دارین غذا میخورین خودتونو بزنین به خفگی و از دوستتون بخواین براتون آب بیاره، وقتی رفت تو آشپزخونه، شماهم اون سوسک خوشگله رو که از قبل آماده کردین رو وسط غذاش جاسازی کنین.

به خدا سوگند، اگر " لیوان شیشه ای " را در دست راستم و " لیوان یک بار مصرف " را در دست چپم بگذارند، باز در یخچال را باز می کنم و با شیشه آب می خورم.

وقتی یه نفر با تریپ درست و حسابی کنار خیابون منتظره کسیه از جلوش رد شی و یه سکه بندازی جلوش

وقتی یه گدا میادو بهت التماس میکنه که بهش کمک کنی، جلوی چشمش یه اسکناس بنداز تو صندوق صداقات و به طرف بگو برو کمیته بگیر

اتوبوس که جلوی پات وایساد تا بری سوارش بشی پات بذار روی رکابش و بند کفشت محکم کن. بعد بگو: ممنونم... دستت درد نکنه... برو

وقتی از کنار یه مغازه رد میشی برو دم درش و به فروشنده بگو: آقا! در ببندم؟

سوار موتور که هستی برو کنار اتوبوس واحد که پشت چراغ قرمز وایساده و با مشت بزن به بدنه اش! داد بزن: "در عقب باز کن چهارتا مسافر بیان بالا. ثواب داره!"

از دوستت سر کلاس با خواهش خود نویس جدید وگرونش و بگیر بعد بهش تکه تکه هاشو جدا از هم بده

از بغلی پاک کنش و بگیر و توش چندتا نوک مداد اتود بکن و بهش بده وقتی می خواد یک چیزی و پاک کنه قیافش دیدنیه

توی مهمونی وقتی مطمئن شدید که صاحب‌خونه نیست، یه وسیله برقی مثل پنکه رو بزنید به پریز تلفن

با دوستتان برید سونا، استخر ، با هم یک کمد بگیرید ، بعد از مدتی به بهانه دستشویی بروید و لباستان را بپوشید و لباس او را هم بردارید و برید ، این روش تست شده فقط چند تا فحش می خورید، اتفاق خاصه دیگه ای نمیفته
چنتا قرص نعنا بریزید تو نوشابه و فوری درشو ببندبد و خوب هم بزنید . خوب کار تموم شده، موقع باز کردن نوشابه از محل دوری کنید چون کافیه درب بطری تا نصفه باز بشه!

تا استاد می اومد سر کلاس یکی میگفت: باز این اومد!!

قبل از اینکه استاد وارد کلاس بشه تمام ماژیک های وایت برد جمع میکردیم به جاش گچِ (تخته سیاه) میذاشتیم!

زنگ ورزش در کلاس بغلی میزدیم و میرفتیم توی کلاس خودمون. استادشون می اومد دم در میدید هیچ کس نیست. ما هم میرفتیم دم در با تعجب میگفتیم: "در کلاس شما هم زدند؟... این بی شعور کیه میاد در میزنه میره؟؟!! "

همیشه آدرس درست بده ولی وقتی ماشینش راه افتاد با دوستاتون بلند بزنید زیر خنده تا یارو فکر کنه سر کار گذاشتینش

با مانتو و روسری نشسته بود توی تاکسی. بهش گفتیم آبجی! چادرت لای در!

یه کمی عسل و مربا بمال به مقوا و شب بذار بالا سر رفیقت که خواب. تا صبح از نیش پشه ها آبکش میشه!

هر وقت همکارمون میخواست بره توالت , با یه خط ناشناس بهش زنگ میزدیم. تا میخواست بیاد ببینه کیه دوباره قطع میکردیم

لباس رفیقتون بندازین توی لگن آب سرد و یه بسته نشاسته بریزین توش. نیم ساعت بعد لباس خیس بذارید جلوی آفتاب تا خشک بشه. به این میگن آهار زدن پارچه!




باد مهربون, زندگی, همه چی داره