تاریخ: سه‌شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٩ساعت ۸:٢۳ ‎ق.ظ

اقا جون تولدت مبارک

 


 
اَللّهُمَ صَلِّ عَلی عَلی ابنِ موسَی الرِّضَا المُرتِضی 
الاِمامِ التَّقی النَّقی وَ حُجَتِکَ عَلی مَنفَوقَ الاَرضِ 
وَ مَن تَحتَ الثَّری الصِّدّیق الشَّهیدِ 
صَلوهً کَثیرَهً تامَهً زاکِیهً 
مُتِواصِلَهً مُتَواتِرَهً مُتَرادِفَهً 
کَافَضلِ ما صَلّیتَ عَلی اَحَدٍ مِن اَولیائِک
 


رضاآمد، رضا آمد ***** رضا آمد، رضا آمد 
بشارت میرسد برما ******* که ای اهل ولا برپا 
سپاس مقدم مولا ******* امیر جان ما آمد 
رضا آمد *******رضا آمد 
جهان شد غرق نور از او ******* منورتر ز طور از او 
خلایق در سرور از او ******* شه ملک ولا آمد 
رضا آمد ******* رضا آمد
سرور شیعیان باشد ******* که شاد از او جهان باشد 
مفرح انس و جان باشد ******* که عطرش با صفا آمد 
رضا آمد******* رضا آمد
زیمن مقدمش یکسر ******* جهان شد غرقه در زیور 
که ما را آمده دلبر ******* به بزم ما صفا آمد 
رضا آمد ******* رضا آمد
بود ایران ما خرم ******* نماید فخر بر عالم 
از این مولد از این مقدم ******* که از لطف خدا آمد 
رضا آمد *******رضا آمد

 
آمدم تا برایت بگویم

رازهاى بزرگ دلم را

بر ضریحت دخیلى ببندم

تا کنى چاره اى مشکلم را

آمدم با دلى تنگ و خسته

تا به پاى ضریحت بمیرم

یا که اى ضامن آهو از تو

حاجتم را اجابت بگیرم

حاجتم سبز چون روح جنگل

حاجتم پاک و ساده چو دریاست

حاجتم آرزویى بزرگ است

حاجتم مثل یک خواب زیباست

من کویرى عطشناک و خشکم

من بلد نیستم راه دریا

تو بیا و نشانم ده از لطف

سرزمینى که سبز است و زیبا

یا شبى که پر از غصه هستم

یک ستاره شود میهمانم

من ز دردم برایش بگویم

او شود همدم و همزبانم

آمدم با دلى تنگ و خسته

بغض هم بر گلویم نشسته

خواستم حاجتم را بگویم

حرف من در زبانم شکسته


غرق نور است و طلا
گنبد زرد رضا

بوى گل، بوى گلاب

مى رسد از همه جا

مثل یک خورشید است

مى درخشد از دور

شده از این خورشید

شهر مشهد پر نور

چشمها خیره به او

قلبها غرق دعاست

بر لب پیر و جوان

یا رضا رضا رضا ست

اى خدا کاش که من

یک کبوتر بودم

روى این گنبد زرد

شاد مى آسودم

مى زدم بال و پرى 

دور تا دور حرم

از دلم ره مى زد

ماتم و غصه و غم
 

 

 





باد مهربون, خداوند, همه چی داره