/ 4 نظر / 14 بازدید
محمد علی رضایی

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است نه در آن بالاها مهربان، خوب، قشنگ.........چهره اش نورانیست گاهگاهی سخنی می گوید، با دل کوچک من، ساده تر از سخن ساده من او مرا می فهمد او مرا می خواند، او مرا می خواهد او همه درد مرا می داند یاد او ذکر من است، در غم و در شادی چون به غم می نگرم، آن زمان رقص کنان می خندم که خدا یار من است، که خدا در همه جا یاد من است او خدایست که همواره مرا می خواهد او مرا می خواند، او مرا مییییییییی خواهد او همه درد مرا مییییییییییییی داند ------------------------------------ سلام دوست عزیز و قدیمی [گل][گل][گل] امید وارم خوب وخوش سرحال باشی[گل][گل][گل] خیلی خوشحالم که فرصتی شد که سری به شما بزنم[گل][گل][گل] واز مطالب شما استفاده کنم[گل][گل][گل] دعا می کنم همیشه شاد وامیدوار باشی و......عاقبت بخیر[گل][گل][گل] آمین

یک دوست

سلام دوست من حال شما انشالله سال خوبی داشته باشید ببخشید این بی معرفتی بنده را و تشکر که به یاد بنده هستید همه ی نکته ها را هستم الا ردیف جلو تشکر از یاد مبر یک دوست را [گل]

یک دوست

باران می زند … من بی خیال از همه جا خیالت را آغوش میگیرم… و میچرخم زیر شلاق آسمان… چقدر آغوشت خواستنی تر شده ست … [گل]

یک دوست

سلام صبا ح النور یا صدیقی احوالک[عینک]